مینشینم پشت میز/ پای سفره. هرکسی سر سفره (روی زمین باشد یا پشت میز فرق نمیکند) باید حریم باز خودش را داشته باشد. اطرافاش باید اینقدر باز باشد که دستهایاش آزادانه روی سفره حرکت کنند. پارچ آب را سمت چپ میگذارم، لیوان را پایین پارچ. پیالهی ماست را سمت راست میگذارم. نمکپاش را کمی اینورتر –راستتر- از پارچ گذاشتهام. ظرف خورش هم کمی اینورتر –چپتر- از پیالهی ماست است. اگر سفره کاغذی خطدار باشد، پارچ روی یک خط قرار گرفته، پیالهی ماست نیمخط پایینتر است و ظرف خورش نیمخط بالاتر. لیوان یکخط پایینتر از پارچ است و نمکپاش میان نیمخط فاصلهی پیاله و لیوان قرار گرفته. حالا دو خط خالی گذاشته شده و بعد پیشدست قرار دارد. قاشق را روی لبهی سمت چپ و چنگال را روی لبهی سمت راست میگذارم. چند لحظه مکث... نمکپاش را برمیدارم اول ماست را نمک میزنم بعد غذا را نمک میزنم. قاشق را برمیدارم اول ماست و بعد غذا را هم میزنم. پارچ را برمیدارم و یکسوم لیوان را پر میکنم. آب میخورم و لیوان را سر جایاش میگذارم. چیزهای متحرک سفره باید متمایل به چپ باشند و چیزهای ثابت متمایل به راست. قاشق و چنگال را برمیدارم و غذا خوردن را شروع میکنم. غذا که تمام میشود قاشق و چنگال را جفت میکنم و آنها را با زاویه روی لبهی سمت چپ پیشدست میگذارم.
نظام سفره تا همیشه نظامی راستدست است. چپدست اگر باشی هر روز خودت باید نظام خودت را بنا کنی.
نظام سفره تا همیشه نظامی راستدست است. چپدست اگر باشی هر روز خودت باید نظام خودت را بنا کنی.



