هزارتوی نوشتن

شاید یکی دو روز برای گزارش روال انتشار شماره دوازدهم دیر کرده باشم. ولی یک گزارش دیر رسیده بهتر از یک گزارش هرگز نرسیده است. عرض شود تا ده روز مانده به انتشار این شماره هیچ خبری نبود، نه مطلبی، نه حرفی، نه حدیثی. بعد از آن پس از اینکه کمی اعتراض شنیده شد بارانی از نوشته رسید و پربارترین شماره هزارتو در تولدش منتشر شد. چند اولین هم داشتیم. برای اولین بار ترجمه‌ای برای هزارتو انجام شد، مقاله مهدی انصاری: پانزده تز در باب هنر معاصر آلن بدیو. داوود پنهانی به جمع سرگردانان هزارتو پیوست. برای اولین بار چیزی در حدود مانیفست در صفحه اول هزارتو منتشر شد. مهمترین اولین هم همان اولین تولد هزارتو بود که بسیاری تبریک گفتند و قرار شد تا هزارتو هزار ساله نشده منتشر بشود، بعد از آن را همان موقع تصمیم می‌گیریم.
برای یکی دو روز موضوع برای نقل از اندرونی داریم. از نقد جناب کلنگ بر هزارتو تا پیشنهاد بسیاری من‌جمله رادیو زمانه برای کامنت‌دار کردن هزارتو.

دم‌نوشت: در تلاشیم اداره این اندرونی طی مناقصه‌ای به یک عضو دل‌پاک و بیکار هزارتو تفویض شود. نشد هم باید سوخت و ساخت با خاک‌ گرفتن گه‌گاه اندرونی.