چند روزی است موضوعات بهار مشخص شدهاند. این بررسی دفاتر هزارتو طول کشید اطلاعرسانی از یاد رفت.
موضوع فروردین: لذت
موضوع اردیبهشت:هویت
موضوع خرداد: خواب
هفتسنگ هزارتو را به عنوان بهترین مجله اینترنتی سال انتخاب کرده است. مبارکمان باشد.
دمنوشت: هفتسنگ کاندیداهای بخشهای مختلف برترینهای رسانهای را به رای عموم گذاشته است. هزارتو در بخش سایتهای اطلاعرسانی نامزد شده است. صفحه رایگیری اینجاست. کمی عجیب بود هزارتو در بخش اطلاعرسانی است و قرار است با بالاترین یا همشهری آنلاین رقابت کند.
پینوشت: جناب محمد مهدی مولایی از طرف گروه هفتسنگ توضیحاتی در مورد گروهبندی برایمان فرستادند:
همانطور که حتما در هفتسنگ دیدهاید سایتها در دو بخش سرویسدهنده و اطلاعرسانی تقسیمبندی شدهاند.
منظور از بخش اطلاعرسانی هم سایتهایی بوده که به هر شکلی تولید کننده محتوا هستند. با این اوصاف هزارتو، هشمهریآنلاین و سایتهای دیگر با تمام تفاوتهایشان از این نظر مشترک هستند و میتوانند در کنار هم قرار گیرند.
طبعاً همان طور که مستحضر هستید این شماره نشانه منتشر شد. دو عضو جدید داریم: مریم مؤمنی و علیرضا امراللهی که با نشانه در هزارتو سرگردان شدهاند. این شماره چند مطلب وارده داشت که هیچ کدام رای موافق کافی کسب نکرده، منتشر نشدند. زحمت صفحه اول این شماره را محمدحسین واقف کشید و با یدالله رویایی تماس گرفت و وقتی معلوم شد ایشان امکان نوشتن برای هزارتو را ندارند با اجازه اش برشی که می بینید را برای صفحه اول حاضر کرد. در دریچه آهنگ را طبق معمول همیشه مانی فرستاد و بقیه دریچه به جز کتاب آخر دستپخت سپینود بانو است.
ما هنوز درگیر رایگیری دور دوم هستیم. آخر سال هم هست، دفاتر هزارتو را مرتب میکنیم، صورتحسابها، دخل و خرجها، هزینه انبار و غیره.
دمنوشت: قرار شده است آخر هر مطلب جایی مانند کامنتدانی داشته باشیم. البته چون اینجا ایران است فعلاً تصمیمش گرفته شده است، بهرهبرداری از طرح میماند به شماره فروردین یا اردیبهشت.
رای گیری مرحله اول تمام شد. شش موضوع به دور دوم رفتند که از بینشان سه موضوع فصل بهار تعیین شوند:
1. مانی: خواب :هم به معنای رویا و هم عکس بیداری
2. حمید صداقت: هویت
3. مخلوق: حقیقت: در نوشتن از حقیقت البته می توان به مفهوم دروغ نیز گریز زد. اما بهرحال محوریت با خودِ حقیقت است. در نوشتن از حقیقت طبیعتاً به اخلاق (شماره ی ششم مجله) هم می توان پرداخت اما باز هم از منظر یافتن حقیقتِ حقیقت. این حقیقت همان است که هم زندگی بخشیده و هم مرگ. بنظرم یکبار هم بهتر است در بابِ چیزی بنویسیم که چنان در طولِ تاریخ حیاتِ انسان، شبیه سازی شده که دیگر نسخه یِ اورجینال اش بیشتر در تخیل انسانی لانه دارد تا در واقعیتِ بیرون از خیال.
4. امیرپویان: لذت (خوشی): لذت چیست؟ لذت کجاست؟ از چه لذت می بریم؟ هدونیسم؟ لذت در فعالیتهای فراغتی؟ لذت به مثابه ی هدف؟ ...
5. نگین: رقص: رقص به مثابه زندگی/وابسته به موسیقی و ریتم.با حرکاتی محدود به توانایی جسم و پایان پذیر/ رقص مرگ/رقص عشق/مانند رقص ژیزل که اپرایی هم دارد
6. میرزا: خدا: عموماً بزرگترین سوال زندگی، که سه جواب دارد، وجود دارد، بمیر و یا ول کن بابا. خدای هر کدام مان چیست یا کیست؟ لازمش داریم؟ بسازیمش؟ ایمان بیاوریم؟ بخندیم؟ بمیریم؟
اولین گردهمایی هزارتوئیان برگزار شد. چند نفری از هزارتوئیان مقیم پایتخت در کافه نشر ثالث جمع شدیم و طبعاً بسیاری همدیگر را برای اولینبار میدیدند. کمی از هزارتو حرف زدیم و از مشکلاتمان و سعی کردیم راهحل برایشان پیدا کنیم. از برابری جنسیتی در هزارتو که چه کنیم بانوان هزارتو بیشتر از این چند نفر شوند تا پیشنهادهایی برای تقسیم کار صحیحتر در هزارتو.
پیشنهاد مهمی که در موردش زیاد بحث شد، اضافه کردن بخشی مانند کامنتدانی برای هر مقاله در هزارتو بود که به نوعی جایی برای بازخورد سریع است و البته موافقین و مخالفین زیادی داشت. هنوز در این مورد بحث میشود. در ضمن کمی در مورد اینکه با مطالب وارده به هزارتو دقیقاً باید چه کرد بحث شد.
هدف اصلی این گردهمایی آشنایی بود بیشتر. در نهایت چون بخش مهمی از هزارتوئیان خارج از ایران هستند این جلسات فقط میتواند به گپ و بحث بگذرد و نه نتیجهگیری در مورد خاصی. تمامی تصمیمگیریها کماکان با ایمیل صورت میگیرد، همانطور که تا امروز بوده.
پنجمین دور رایگیری در هزارتو برای انتخاب موضوعات بهار 86 آغاز شده است. موضوعات وارده به اعضا ارسال شدهاند تا رای بدهند و با توجه به آنها شش موضوع به مرحلهی دوم رایگیری صعود کنند.
موضوعات پیشنهاد شده:
1. لانگ شات: پول: نمی دانم «بوتیک» را یادتان هست یا نه؟ یکی یک جایش می گفت: ممکنه پول خوشبختی نیاره، ولی بی پولی حتماً بدبختی میاره
2. سپینود: کتاب: خواندن، چه کنیم که تیراژ کتاب از مبلغ ناچیز 1000 تا 3000 فراتر برود
3. ساتگین: جواد و گلابی: همه می دانند جواد کیست و به چه کسی اطلاق می شود و همه نیز می دانند گلابی کیست. همواره جوادها و گلابی ها موضوعات جالبی برای حرف زدن بودن.
4. سرزمین رویایی: آینده: در آینده چه اتفاقی می افتد. می تواند آینده ی ایران باشد یا آینده ی جهان و یا آینده ی هر کسی. آیا با مرگی ناگهانی همه چیز تمام خواهد شد. آینده ی این مرزهای جغرافیایی چه؟
5. امین: پدرسالاری/مردسالاری: چطور می شود مردتر و پیرتر بودن ارزش می شود؟ اثرات آن چیست و تا کجاها زیست ما را متأثر می کند؟ چگونه مرد و زن زیر بار این الگوی فرهنگی دفرمه می شوند و ناشکوفا می مانند؟ اثرات وابستگی طولانی به خانواده در فرهنگ ایرانی و حس نیاز به استقلال از خانواده. دیدن خانواده به عنوان نهاد اصلی جامعه به جای دیدن فرد...
6. مانی: خواب :هم به معنای رویا و هم عکس بیداری
7. حمید صداقت: هویت
8. محمد حسین واقف: ذهن: ذهن خود زندگی است
9. مخلوق: حقیقت: در نوشتن از حقیقت البته می توان به مفهوم دروغ نیز گریز زد. اما بهرحال محوریت با خودِ حقیقت است. در نوشتن از حقیقت طبیعتاً به اخلاق (شماره ی ششم مجله) هم می توان پرداخت اما باز هم از منظر یافتن حقیقتِ حقیقت. این حقیقت همان است که هم زندگی بخشیده و هم مرگ. بنظرم یکبار هم بهتر است در بابِ چیزی بنویسیم که چنان در طولِ تاریخ حیاتِ انسان، شبیه سازی شده که دیگر نسخه یِ اورجینال اش بیشتر در تخیل انسانی لانه دارد تا در واقعیتِ بیرون از خیال.
10. سورا: خلا: خلاء آن چیزی است كه بسیاری از انسانها را به خود می كشاند و گاه تجربیات شگرف از خود باقی می گذارد. گاه با زاویه ای منفی و گاه با باری مثبت ارزیابی می گردد.
11. سر هرمس مارانا: اجبار: هرچیز اجباری، درونی یا بیرونی، شخصی یا اجتماعی، عاطفی یا اخلاقی، هر کاری، حرفی، فکری، چیزی که مجبور باشی، میفهمی؟!، مجبور به آن باشی. این که چه طوری با این اجبار کنار بیایی. تو اصلن بگو اجبار بودن در این جهان. اجبار جنسیت، اجبار نوشتن، خواندن، اجبار به مثابه نوعی مرض مزمن درونی. اجبار زندگی، عاشق شدن، مردن، برگشتن، نفس کشیدن، خوردن، خوابیدن، اجبار بدن ات وقتی کارهایی می کند که نخواسته ای، چشم هایت که بی وقت خیس می شود، هزار و یک اجبار دیگر. یک کدامشان را می شود بگیری و بسط بدهی. ببینی چه طوری اجبار را داری سپری می کنی.
12. امیرپویان: لذت (خوشی): لذت چیست؟ لذت کجاست؟ از چه لذت می بریم؟ هدونیسم؟ لذت در فعالیتهای فراغتی؟ لذت به مثابه ی هدف؟ ...
13. کلاغ سیاه: عشق: بزرگترین سوء تفاهم تاریخ بشریت
14. نگین: رقص: رقص به مثابه زندگی/وابسته به موسیقی و ریتم.با حرکاتی محدود به توانایی جسم و پایان پذیر/ رقص مرگ/رقص عشق/مانند رقص ژیزل که اپرایی هم دارد
15. مریم مؤمنی: درخت: خب به نظر من میشه خیلی خلاق بود و از کلیشه های فواید یک درخت دوری کرد. منظورم انشاهای با این موضوعه. نمونه ای هم که آورده بودم استفاده سمبلیک ایتالو کالوینو از درخت بود تو بارون درخت نشین، اگه خونده باشین کتاب رو
16. میرزا: خدا: عموماً بزرگترین سوال زندگی، که سه جواب دارد، وجود دارد، بمیر و یا ول کن بابا. خدای هر کدام مان چیست یا کیست؟ لازمش داریم؟ بسازیمش؟ ایمان بیاوریم؟ بخندیم؟ بمیریم؟



