مرحله اول رایگیری دور ششم برای تابستان تمام شد. شش موضوع به دور دوم راه یافتند. با توجه به رای بالای «رنگ» و اینکه برای تیر را کمی دیر کردهایم «رنگ» را مستقیماً موضوع تیر اعلام کردیم و از بین پنجتای دیگر دوتایشان را برای مرداد و شهریور انتخاب میکنیم. پنج موضوع دور دوم:
لانگ شات: فاصله
یحیی بزرگمهر: روشنفکری
سر هرمس: خیانت
سپینود: بازی
میرزا: گوسفند
مرحله اول رایگیری دور ششم هزارتو برای تابستان در حال برگزاری است. موضوعات پیشنهاد شدهاند و برای اعضا ارسال شدهاند تا هر کس سهتایشان را انتخاب کند برای سه ماه.
امین: تقدس: در پیچیدن با ترس، استبداد و خود حق پنداری مقدس. انگاره ی «توهین به مقدسات» و خفه کردن آزادی بیان. تحلیل اجتماعی، روان شناختی و فلسفی تقدس.
سرزمین رویایی: سکس: شاید وقتش باشد یک کم هم تابو بشکنیم در این هزارتوی مان، باید بشماریم ببینیم چه کسانی تابو شکن هستند اینجا. به جد خواهش میکنم رای بدهید و یک شماره ی جنجالی و پر سر و صدای تابو شکن داشته باشیم. با تمام کسانی که خواهان ائتلاف هستند. ائتلاف هم می کنیم. هم جناحی، هم سیاسی، هم سکسی و هم هزارتویی.
لانگ شات: فاصله: اندازه ی یک کلید اسپیس، یا دوایالت در امریکای شمالی یا آنچه بین دوخط موازی هست، و برای به هم نرسیدن کافیست.
نیما دارابی: معجزه: به گمانم خیلی ها باورش دارند. یا تجربه اش کرده اند. یا دست کم دوست دارند در موردش بنویسند.
میثم صدر: اغوا: که هم به معنایِ فریب و نیرنگ و واژگونی و گول است، هم به معنایِ جذبِ چیزی بودن و فریفته اش شدن. خلاصه به نظرم موضوع ِ جالب و سرحالی است برای به اشتراک گذاشتن.
یحیی بزرگمهر: روشنفکری: چیزی که امروزه همه مدعی آن هستند از لائیک تا متدین تا آخوند. یکبار هم بهتر است درباره یِ این بنویسیم که روشنفکر کیست و روشنفکری چیست.
سر هرمس: خیانت: آقای کوندرا می فرمایند ترجمه کردن نوعی خیانت است. خانمِ پسرعمه ی ما اعتقاد دارند این که شوهرشان اس ام اسی از یک فقره خانم داشته باشند، نوعی خیانت است. رییس برادر ما فکر می کند این که برادرمان سر کار، میل باکسش را چک کند، خیانت کرده است. آقای رییس جمهور فکر می کند این که کسی به رویش بیاورد که دارد مزخرف می گوید، به انقلاب و آرمان هایش خیانت کرده است. همسایه ی ما فکر می کند اگر زنش در یک کافی شاپ قهوه بخورد و در عین حال سیگار بکشد و جواب سلام آقای قهوه چی را بدهد، مرتکب خیانت شده است. آن خانمی که آن طرف نشسته است فکر می کند اگر شوهرش بعد از خوابیدن با زنی، هر زنی، بلافاصله به او زنگ نزند، حتمن خیانت کرده است. ما و شما چی فکر می کنیم؟!
سپینود: بازی: بازی های کودکی را بگیر و برو تا بازی های خطرناک بزرگسالی.
محمد حسین واقف: زندگی روزمره: شاید عنوان بدی نباشد برای کمی فکر کردن.
مریم مومنی: تابستان
نشانه: کافه: به تبلیغ و توجیه زیادی هم نیاز ندارد، تاریخ دارد هم در جایی که متولد شده و هم وقتی که به ما سرایت کرده، و در دوره جدید یعنی همین هفت هشت سال، هم نیاز بوده هم مد. و هم وضعیت فرهنگی ما را بازتاب داده، هم بار نظری داره هم فرهنگی و هم اجتماعی و هم به ادبیات ربط زیادی پیدا می کن.
سینا چاره جو: رنگ: جنسمان هم جور است. صورتی نویس که داریم. نمونه خود من. میرزا هم که تازه گی ها علاقه مند شده به هر چیز سفید و گوسفند مانند. وبلاگش را هم داده سفید یخچالی رنگ زده اند. کلاغ زحمت سیاه اش را می کشد که بالاتر از سیاهی رنگی نیست
قناری هم که داریم، آن هم برای زردش. بهار هم داریم برای سبزش. عزیزانی هم داریم که همیشه بی ربط می نویسند، زحمت بنفش بی رنگ با آن ها. فلاسفه عزیز هم که در بحر نیلگون غور می کنند. اروتیک نویس های قهار هم که داریم برای قرمز. کسی هم که این حرف های من را به خودش بگیرد، زحمت نارنجی را می کشد. خلاصه هزارتوی هفتاد رنگی در می آوریم که کیشلوفسکی برود بوق بزند با بلو، بلن، روژ.
ساتگین: تن: از نقطه نظر اروتیک، فلسفی و ادبی نمی شود تن را نادیده گرفت و برایش قصه ها نساخت.
سورا: شب: می توان از وجوه مختلف به آن نگاه کرد. مثل شب، سکوت ، کویر محمدرضا شجریان!
سیما: گریه: گریه ی شادی یا گریه ی اندوه؟ - گریه به عنوان شکل: اشک ـ گریه به عنوان صدا: هق هق – گریه ی به سرانجام نرسیده: بغض و....
امیرپویان شیوا: شوخی: شوخی هم میتواند خوراکِ فراکسیونِ فلسفه باشد و هم شوخنگارهایمان را راضی کند و هم داستانگوهامان را. با شوخی، خنده، طنز و جوک همبسته اند. پای رابله و باختین و کوندرا را می توان وسط کشید؛ یا از شوخی شهرستانی گفت!
نگین: من هم همان "رنگ"های پیشنهادی سیناچاره جو را باز-پیشنهاد می کنم. پیشنهاد فوق العاده ای است. آفرین. ترکیب بی نظیری از آب خواهد درآمد. :) و این بود تبلیغات من
بهار: برزخ
مهدی انصاری: مبارزه: آیا هنوز می توان از مبارزه دم زد و از امری/کنشی صحبت کرد، نوشت و به آن ایمان داشت که نشانگر مبارزه برای آرمان و اهداف خاصی باشد؟ آیا مبارزی مانده است؟ آیا نیازی به مبارزه احساس می کنیم؟ آیا مبارزه یی بوده و هست که نتیجه یی نداشته؟چه کسی واقعا مبارزه می کند؟ و . ...
میرزا: گوسفند: ارادت قلبی من به این موجود زبان نفهم بر همگان روشن است. فکر کردم اگر خوشتان بیاید می شود یک شماره را به نگاه گوسفندی به زمین و زمان اختصاص داد. نگاه گوسفندی به فلسفه، به هنر، به ادبیات، به اجتماع، به سیاست.
دیروز هزارتوی خواب منتشر شد. این شماره بسیار بیشتر از آنکه فکر میکردیم پربار شد. چندین مطلب وارده داشتیم که از بین آنها نوشته رها رسپینا، ازموسیس و آیدا در رایگیری حد نصاب را کسب کردند. صفحه اول این شماره را بهار انتخاب کرده است و لوگوی خواب دستپخت سر هرمس ماراناست. به خاطر تغییراتی که در سیستم سایت دادیم دریچههای این شماره هر کدام توسط یکی از اعضا نوشته شده است و به نظر متنوعتر و خواندنیتر از همیشه شده است. برای رایگیری ششم کمی دیر کردهایم، دلیلش هم بحثهایی بود که لازم بود انجام شود، البته تصمیم بر آن شد تغییر صورت نگیرد.
هزارتو تغییراتی کرده است. البته اینها چندان در ظاهر نیستند و بیشتر به کار خود هزارتوئیان میآیند. حالا هر کدام از هزارتوئیان مقالهاش را خودش وارد هزارتو میکند و در ضمن به عنوان یک قانون خبیثانه مجبور است قبل از وارد کردن نوشتهاش، به دریچه چیزی اضافه کند، معرفی کتابی، فیلمی، آهنگی. در ضمن در قسمت دربارهی ما حالا نویسندگان ثابت و مهمان از هم جدا شدهاند و برای هر نویسنده صفحهای که در آن لیست مقالاتش آمده باشد طراحی شده است.
بابت زحماتی و کمکی که دوستانمان در پرشینتولز برای توسعه قسمت مدیریت سایت کشیدند بسیار متشکریم.



