باز هم انتشار هزارتو به دقیقهی آخر ماند. البته در مملکت دقیقه نود منتشر شدن در دقیقهی نود نباید خیلی ایراد داشته باشد. «بازی» پیشنهاد سپینود بود و برای همین صفحهی اول انتخاب او است. داستان صفحهی آخر را امیرپویان شیوا پیشنهاد کرده است و آهنگ دریچه هم مثل همیشه مانی. از بین چندین مطلب وارده نوشتههای بامداد و آزاده کامیار و جناب عاصی رای آوردند و لای هزارتو منتشر شدند. برای ماه بعد چند اتفاق ریزه میزه در هزارتو قرار است بیافتد. خودمان بیشتر از همه هیجانزدهایم.
نظرات:
|
میشود ما لو بدهیم میرزاجان؟! سکوتت را به رضا گرفتیم! ها! سپینودخانم! عرض شود که این میرزا دارد کلن هزارتو را به شرط تملیک اجاره میدهد به خاندان شیواها! |
|
خونمان پای شما اگر از کنجکاوی اتفاقات «ریزه میزه» و هیجان بمیریم! |



