هزارتوی گوسفند

این بار دقیقه نود را هم رد کردیم. یعنی شماره‌ی شهریور افتاد به مهر. البته یک نوع عذر موجه دارد و آن هم این بود که نگارنده درگیر مسایل بسیار شدیدی چون ترک وطن شد. «گوسفند» پیشنهاد میرزا (خودم) است و صفحه‌ی اول هم همان‌طور. باز داستان صفحه‌ی آخر را امیرپویان شیوا انتخاب کرده است و آهنگ دریچه طبق معمول دستپخت مانی است. در این داد و بیداد به کل اتفاقات ریزه‌میزه درون هزارتویی فراموش شد و موکول شد به این ماه. البته به احتمال زیاد موضوع مهر را در مهر منتشر کنیم هرچند هنوز رای‌گیری موضوعات پاییز تمام نشده است.

موضوعات رای‌گیری هفتم

مرحله اول رای‌گیری دور هفتم هزارتو برای پاییز در حال برگزاری است. موضوعات پیشنهاد شده‌اند و برای اعضا ارسال شده‌اند تا هر کس سه‌تایشان را انتخاب کند برای سه ما

موضوعات باقی مانده از دور دوم رای گیری قبل:

لانگ شات: فاصله: اندازه ی یک کلید اسپیس، یا دوایالت در امریکای شمالی یا آنچه بین دوخط موازی هست، و برای به هم نرسیدن کافیست.

سر هرمس: خیانت: آقای کوندرا می فرمایند ترجمه کردن نوعی خیانت است. خانمِ پسرعمه ی ما اعتقاد دارند این که شوهرشان اس ام اسی از یک فقره خانم داشته باشند، نوعی خیانت است. رییس برادر ما فکر می کند این که برادرمان سر کار، میل باکسش را چک کند، خیانت کرده است. آقای رییس جمهور فکر می کند این که کسی به رویش بیاورد که دارد مزخرف می گوید، به انقلاب و آرمان هایش خیانت کرده است. همسایه ی ما فکر می کند اگر زنش در یک کافی شاپ قهوه بخورد و در عین حال سیگار بکشد و جواب سلام آقای قهوه چی را بدهد، مرتکب خیانت شده است. آن خانمی که آن طرف نشسته است فکر می کند اگر شوهرش بعد از خوابیدن با زنی، هر زنی، بلافاصله به او زنگ نزند، حتمن خیانت کرده است. ما و شما چی فکر می کنیم؟!

یحیی بزرگمهر: روشنفکری: چیزی که امروزه همه مدعی آن هستند از لائیک تا متدین تا آخوند. یکبار هم بهتر است درباره یِ این بنویسیم که روشنفکر کیست و روشنفکری چیست.

و دیگر موضوعات

آزموسیس: تنبلي: تنبلي نه به معناي حسن‌كچلانه و كليله-دمنهاي آن، تنبلي به مثابه‌ي يك فعاليت متعالي، فارغ از دغدغه براي جيفه‌ي دنيا، لَـميدن و لُنباندن و قيلوله، البته همراه با ادويه‌ي فرهنگي.

سپینود: رقص: رقص فقط نمایش یک شادی با حرکت اندام و در پی یک نوا و در یک جمع نیست. رقص، حرکت نرمانرم برگی است که آخرین امید کودکی بوده تا تابستاناش کش بیاید.

بهار: شهر: شهر نه محدود به تهران و شهرهای بزرگ می شود و نه محدود به شهرهای ایران. از منظرهای مختلفی میتوان به این موضوع پرداخت: از منظر جامعه شناسی شهر؛ توصیف معماری یک شهر؛ توصیف فضاهای شهری (فضاهای محله ای، فضاهای سکونت و ...)؛ چیدمان فضای عمومی و خصوصی ِ شهر؛ نوشتن از اجزای تشکیل دهنده ی شهر ( مثل کافه، پیاده رو، خیابان، قهوه خانه ها، کتاب فروشی ها، مراکز خرید و ...) توصیف هنری شهر؛ توصیف روابط انسان ها در شهر؛ روانشناسی انسان های شهری؛ برخوردها، رفتارها و تعاملات شهری؛ ادبیات شهر (شهری)؛ شهرها و خاطره ها (خاطره از شهرهای مختلف یا محله های مختلف یک شهر مثلن انقلاب و کتاب فروشی هایش و ... توصیف خاطره، خاطراتی است که مربوط به جنبه های مختلف شهری شود.)؛ توصیف گروه های مختلف شهری؛ سبک زندگی و مصرف طبقات شهری؛ حتا می توان از دیوارهای شهر هم نوشت...

سرزمین رویایی: وطن: سرزمین مادری به عنوان جایی که زاده میشویم و به آن احساس تعلق داریم. سرزمینی که بی هیچ پیشزمینهای دوستش داریم. حاضریم برایش از جان مایه بگذاریم. جایی که وقت سفر احساس دلتنگی برایمان درست میکند و غربت را معنا میبخشد.

لانگ شات: نجابت: چه از جنس چادر باشد، چه بکارت...

حمید صداقت: کوچ: كوچ پرندگتن كوچ حيوانات و كوچ انسانها براي جستجوي هواي تازه و زندگي بهتر.

مهدی انصاری: دوستی: بی‌نیاز از توضیح

مسعوده هاشمی: رقص: لذتی نه فقط از جنس این دنیا، چه در بطن چه در تماشا. میتواند از نوع رقص افلاک باشد یا دختری با دامن سفید روی سنی که تماشاچیای هم ندارد.
نگین: رقص: "رقص" انواع رقص(تک‌نفره دونفره...) زندگی به مثاب رقص(لذت بردن/ریتم/تکرار/خلاقیت/به نسبت موسیقی و...) و غیره

میثم صدر: تنهایی

امیر پویان شیوا: تلفن

سیما: شرم

امین: تقدس: در پیچیدن با ترس، استبداد و خود حق پنداری مقدس. انگاره ی «توهین به مقدسات» و خفه کردن آزادی بیان. تحلیل اجتماعی، روان شناختی و فلسفی تقدس.