نگارنده خرد خرد یادش میافتد این مشمولان زمان چه بودهاند، فعلاً هم تا وقت هست مینویسدشان. آرشیو هزارتو کمی مجهرتر شده است. برای دریچه و داستانهای صفحه آخر صفحه آرشیو ساختهایم که هر دو در همان قسمت آرشیو (بالا سمت راست چپ) آخر لیست حاضرند. البته میتوانید این همه راه هم نروید و برای آرشیو دریچه اینجا و برای آرشیو داستانهای صفحه آخر اینجا کلیک کنید. اصولا از وقتی در هزارتو اجباری شده است که برای گذاشتن مقاله باید قبلش حتماً چیزی در دریچه معرفی کنید، دریچه خواندنیتر شده، به گمان نگارنده البته.
این اواخر در هزارتو چند تغییر جزیی کلی صورت گرفت. اول اینکه بالاخره یک «رسم الخط» برای هزارتوئیان حاضر کردیم که البته همان قواعد تایپی قدیم است فقط کمی جمع و جورتر و مرتبتر. شما هم میتوانید این راهنمای تایپ فارسی را از اینجا دانلود کنید و بخوانید.
دیگر اینکه رایگیری به طور آزمایشی از سه ماه به شش ماه یکبار انداخته شد. در نتیجه موضوعات زمستان شدند آن سه موضوع رای گیری هفتم دور دوم که رای نیاورده بودند: تنهایی و شهر و رقص. دلیلش هم دردسر رایگیری و به قول سرهرمس «ازلی ابدی» بودن موضوعات هزارتو بود که خیلی وابسته به موضوعات روز نیستند. حالا شاید هم برگرداندیمش به سه ماه یکبار.
اتفاق دیگر تقسیم کار دقیقتر بود. قبل از این مطالب وارده به تمام اعضا فرستاده میشد، حالا تخصصیتر شده است و گروهی به نام گروه منتقدین داریم که مطالب وارده را میخواند و رای میدهد. برای تصمیمگیریهای درون هزارتویی هم گروهی به اسم گردانندگان شکل دادیم که برای هر مسالهی سادهای کار به رفراندوم نکشد، البته کماکان مسایل جدی هزارتو با رفراندوم حل و فصل میشود. یک سری تغییرات تکنیکی هم در قسمت مدیریت سایت داشتیم که فقط به چشم اعضا میآید.
نگارنده موارد فوق را از مشمول زمان شدن نجات داده است، ولی یقین ندارد تمامشان همین بوده باشد.
بالاخره هزارتو دو ساله شد. اینجا قرار نیست در این باب چیزی نوشته شود چون در خود مجله چند خط جشن گرفتیمش. «تنهایی» مطلب وارده بسیار زیاد داشت، ولی فقط یکیشان رای آورد که منتشر شد که هنوز نمیدانیم نویسندهاش کیست و نقداً اسمش ناشناس است. در رایگیری برای انتشار مطالب نظرهای اعضا بسیار متفاوت است و به سختی در مورد نوشتهای اجماعی حاصل میشود و برای همین نوشتههای واردهای که منتشر شوند هیچوقت بیشتر از یکی دوتا بیشتر نیستند. این شماره چند عضو جدید داریم، مستعارنما و رهی رسولیفر. داستان صفحهآخر انتخاب بامداد است و عکس یک سایت را هم سرهرمس حاضر کرده است. نگارنده اعتقاد دارد مسایلی که بایستی مطرح میکرد در این چند ماه و هر بار تصمیم میگرفت بگوید آرام آرام مشمول زمان شدهاند و خود نگارنده هم یادش نمیآید چه بودند.



